قدم زدن با خدا

خوابی دیدم  خواب دیدم که در ساحل با خدا قدم می زنم.

برپهنه اسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد .

درهر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم یکی متعلق به خودم و دیگری متعلق به خدا.

وقتی اخرین صحنه ها مقابل چشمانم برق زد. به جای پاها ی روی شن . 

 نگاه کردم متوجه شدم که چندین بار در طول مسیر زندگی ام .

فقط یک جفت روی شن بوده است.

همچنین متوجه شدم که این در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.

این برایم واقعا ناراحت کننده بود ودرباره اش از خدا سئوال کردم:خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود.

ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یک جفت جای پا وجود داشت.

نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی.

خدا پاسخ داد بنده بسیار عزیزم من در کنارت هستم وهرگز تنهایت نخواهم گذاشت.

اگر در آزمون ها ورنج هافقط یک جای پا دیدی زمانی بود که تورا در اغوشم حمل میکردم.

چه خبر ؟ ...    

ماه ،

ای ماه ِ قشنگ ،

از آن دور...

چه خبر؟

تو از آنجا ، به کجا مینگری؟

و چه میبینی از آن روزنهء کوچک و دور ؟

سبزی ِ روشن خاک ؟

آبی ِ اقیانوس؟

تو خبر داری از این کشمکش ِ روز به روز ؟

سنگ سرد و سنگین ،

تو چه میدانی

این دایرهء آبی و سبز ،

چه سکوتی دارد ... از آن دور.

و چه سرمای بدی...

و چه بوی علفی...

خود خالق هم در کار خودش وامانده ،

روی این گرداگرد.

قرنها میگذرد ،

 باز ، همه ،

دشمن دیرین همیم...

تو از آن سردی یکدست و سیاه ،

ومعـلـّـق ...

و از آن بی وزنی ...

به کجا مینگری ؟

رنگ وارنگی ِ این دایره میخ ات کرده ؟

.

 

بار خدایا فرصتی ده تا شکرت کنم بخاطر نعمات بی شماری که به این بنده ی سراپا تقصیر ارزانی داشتی و نعماتی که از روی لطف ،رحمت و مشعیتت دریغ داشتی

خدایا ،خدایا خواهم تو را شکر گفتن اما نمی دانم چگونه و با چه زبانی

خدایا ،ای خدای مهربان من تو را شکر می کنم به خاطر خوبی ها و بدی ها که هر دو لطف و مرحمت توست

خدایا تو را شکر می کنم بخاطر مهری که در دلم قرار دادی ، تو را شکر می کنم بخاطر دوست داشتن ،تو را شکر می کنم به خاطر بودن و تو را شکر می کنم بخاطر عشق....

 

بار خدایا فرصتی ده تا دوست بدارم، فرصتی ده تا عاشق باشم ، فرصتی ده تا مهر بورزم و جهانت را پر از خوبی کنم

بار خدایا ، ای خدای مهربان من ، ای پناهگاهی که از تمامی بلاها به تو پناه می آورم

حقیرم، دردمندم ، محتاجم ، تو مدد کن تو یاری رسان ، تو که سر منشا تمام پاکی هایی ،تو که آرام بخش دلهایی ....

 

خدایا طوفانی در قلبم بر پاست که جز با یاد تو و مدد تو تسکین نخواهد یافت ، خدایا دردی دارم که هیچ کس جز تو آگاه نیست و هیچ چیز جز تو دوایی نیست،

خدایا حاجتی دارم ،حاجتی که روا کننده اش جز تو نیست

خدایا در اعماق وجودم دردی نهفته است که نمی توانم به زبان آورم ، دردی که نمی توانم  جز تو به کسی بگوییم ، خدایا از تو می خواهم ،از تو که ارحم الراحمینی از تو می خواهم حاجتم روا کنی و مرا محتاج خلق نگردانی