می روی سفر، برو، ولی زود برنگرد مثل آن پرنده باش ن پرنده ای كه رو به نور كرد *** می روی ولی به ما بگو راه این سفر چه جوری است؟ از دم حیاط خانه ات تا حیاط خلوت خدا چند سال نوری است؟ *** راستی چرا مسیر این سفر روی نقشه نیست شاید اسم این سفر كه می روی زندگی ست. *** توی دستهای خام ما یك سبد جواب كال تو رسیده ای و می روی باز هم به شهری از علامت سؤال *** جز دلت كه لازم است هیچ چیز با خودت نمی بری، نبر، ولی از سفر كه آمدی راه با خودت بیار راههای دور و سخت خستهایم از این همه جاده های امن و راههای تخت *** می روی سفر برو ولی زود برنگرد مثل آن پرنده باش آن پرنده ای كه عاقبت قله سپیده صبح را فتح كرد.![]()
+
نوشته شده در ساعت 13:18 توسط ღ♥ღ دختر تنهای شب ღ♥ღ
|